🖋 رحمت الله بیگانه
در جوانی تلاش میکردم بنویسم، همیشه مینوشتم و بعد پسندم نمیشد و آن را پاره میکردم.
من علاقهٔ زیادی به نوشتن و خواندن داشتم و پیوسته میکوشیدم بدانم، نویسندهگان چه تجربههایی را گذشتاندهاند تا به اینجا رسیدهاند که ما آثار آنها را میخوانیم و لذت میبریم.
باری در سالهای ۱۳۶۶/۱۳۶۷ خورشیدی، برادرم ایما مسئولیت مجلهٔ وزین «نای» نشریهٔ کانون دوستداران مولانا را داشت. وی با خود نوشتههای فراوانی از نویسندهگان مختلف را جهت نشر به مجله، خانه میآورد. باری از او پرسیدم: این نوشتهها چه مشکل دارند که آنها را با دقت و وسواس میخوانی و اصلاح میکنی؟
برایم نوشتهای از یک تن از نویسندهگان بهنام افغانستان را نشان داد که با قلم سرخ اشتباهات آن را اصلاح کرده بود. واقعن باور نمیکردم چنین باشد. تا آن زمان، وقتی نوشتههای شستهورفته را در روزنامهها، هفتهنامهها، مجلات و کتابها میخواندم، فکر میکردم این فقط کار نویسنده است، اما آنگونه نیست. تعدادی انگشتشماری از نویسندهگان بودند که بدون عیب و علت و صاف و سچه مینوشتند، اما اکثریت نوشتهها، علاوه از روان ساختن متن، ویراستاری، علامتگذاری، اصلاح متن، حذف و اضافه کردن نیاز داشت و باید توسط دیگران اجرا میشد.
بهطور مثال، زمانی خانهی آباد گردیده و قابل استفاده، نشستن و زیبا میشود، این تنها کار بنا و معمار نیست که این کار را به سر برساند، بلکه مهندس، خشتکار، پلسترکار، سیخکار، رنگمال، قالبساز و نجار دست به هم میدهند تا خانهٔ محکم و قشنگی برای سکونت و زیست آدمها آماده میگردد. در نوشتن نیز چنین است. درست مثل یک ساختمان، یک نوشته آغاز دارد، اوج دارد، استدلال دارد، نتیجهگیری و ختم دارد، حتا گاهی عنوان در یک نوشته مهم است؛ اینها مهارت های است که یک نویسنده باید داشته باشد، اما کلیت یک متن و نوشته مانند یک ساختمان نیازهای دیگری نیز دارد که اصلن مربوط نویسنده یک اثر نمیشود.
باری نوشتهای بود در هفتهنامهٔ پیام مجاهد چاپ گردد. مسوول کمیتهٔ فرهنگی، آقای انجنیر اسحاق، آن نوشته را به من داد تا بخوانم و اصلاح کنم؛ متن را گرفتم، خیلی ناجور بود، با قلم سرخ اصلاحات آوردم. وقتی بالای میز انجنیر آن نوشته را ماندم، با عصبانیت گفت: این چیست، چرا اینقدر خط خط کردی؟
گفتم: اگر نمیخواهید، میشود این نوشته را با اشتباهاتش چاپ کنید.
اکثریت متنها به اصلاح و ویراستاری نیاز دارند و باید از نظر دیگران و افکار دیگری سنجیده شوند و این، بهنظرم خیلی ضرور است.
امروز این کار را نه به بسیار آسانی، ولی بهزودی «هوش» انجام میدهد. آنکه خودش مهارت اصلاح و تدوین سیر منطقی یک اثر را دارد، فبها!
اما تعدادی که چنین مهارتی را ندارند، بگذارید به خاطر نابود نشدن سوژههای جالب و از دست نرفتن اندیشههای نابِ کسانی که از نوشتن شستهورفته میترسند، به آسانی به هوش مصنوعی بهگونهٔ ابزار، نه برای خلاقیت و نوآوری، بدهند تا ویراستاری کند.
بهنظرم این سهولتها از ضرورتها و لوازمی است که باید برای نویسنده فراهم شود.
من به این باورم، ممکن است اشتباه باشد!











