🖋 ضیا سپاهی
شش سال از خاموشی مردی گذشت که حضورش تنها در قالب یک شاعر، نویسنده و پژوهشگر خلاصه نمیشد؛ او چراغی بود که سالها در فضای فرهنگ، ادب و عرفان این سرزمین ما روشنایی افشاند. استاد حیدری وجودی از آن انسانهایی بود که زندگی را نه در هیاهوی شهرت، بلکه در سکوت اندیشه، تأمل و خدمت به فرهنگ، معنا میکرد.
در روزگاری که بسیاری از صداها در غوغای زمان گم میشوند، صدا و سخن او از جنس دیگری بود/است؛ صدایی آرام، اما ماندگار.
از دید من، آن مرد بزرگوار، واژهها را تنها برای نوشتن به کار نمیبرد، بلکه از آنها پُلی میساخت میان انسان و حقیقت، میان دل و معرفت. هر صفحهای که از آثارش ورق میخورد و هر سخنی که از او به یادگار مانده است، نشانی از عشق عمیق او به دانایی، انسانیت و معنویت را در خود دارد.
اکنون اگرچه پیکر او در میان ما نیست، اما اندیشهاش همچنان در حافظهٔ فرهنگی سرزمین ما زنده است.
انسانهای بزرگ با رفتن از میان ما ناپدید نمیشوند؛ آنان همچون ستارگانی هستند که پس از غروب نیز نورشان راه آیندگان را روشن میسازد. استاد حیدری وجودی نیز از تبار کسانی بود که عمر خویش را وقف روشن نگهداشتن چراغ فرهنگ و آگاهی کردند.
سالروز درگذشت آن بزرگوار، تنها یادآور یک فقدان نیست، بلکه فرصتی است برای تأمل در ارزش دانش، فرهنگ، اخلاق و عرفان؛ ارزشهایی که استاد تمام عمر خود را در خدمت آنها سپری کرد. یاد آن بزرگوار، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که ماندگاری انسان نه در سالهای زندگی، بلکه در اثر و نوری است که از خود برای دیگران بر جای میگذارد.
امروز با احترام و سپاس، یاد و نام آن فرهیختهٔ وارسته را گرامی میداریم؛ مردی که از میان ما رفت، اما حضور معنویاش همچنان در کتابها، خاطرهها، محافل فرهنگی و دلهای دوستداران ادب و عرفان جاری است.
روحش شاد، یادش گرامی و نامش جاودان باد.











