نگارنده: خالد شمس
ما قادر نیستیم بدون دروغهایی که از نفس کشیدن به آنها معتادتریم، زنده بمانیم. میدانید چرا؟ چون این دروغها در تار و پود ما ریشه دواندهاند. آنها اعتقادات، باورها، تاریخ و وابستگیهای ما هستند. اگر بخواهم فهرستی از این دروغها تهیه کنم، شاید این نوشته بیش از آنکه باید، ادامه پیدا کند.
این دروغها ریشههایی عمیق و مسموم دارند که نسل به نسل، همچون ویروسی واگیردار منتقل شدهاند و اکنون ما را نیز در بند خود کشیدهاند. چگونه این اتفاق افتاده؟ زیرا آنانی که منافعشان با این دروغها گره خورده، میدانستهاند که بهترین روش برای کنترل انسانها، وابسته کردن آنها به دروغهایی است که هم غرایزشان را اسیر کند و هم آنها را از پرسیدن و شک کردن بازدارد. آنها این دروغها را چنان با دقت و ظرافت در تار و پود هر جامعه، مذهب، فرهنگ و اندیشهای تنیدهاند که فرار از آن، به امری ناممکن تبدیل شده است.
این اسلحه نامرئی چنان وحشتناک عمل میکند که بدون هیچ هزینهای، انسانها یکدیگر را همچون حیوانات درنده میدرند و برای حق جلوه دادن جنایتهایشان، به هزاران دروغ دیگر متوسل میشوند. آنها، انسانهای ناآگاه را در این بازی پیچیده گرفتار کرده و از آنها، سربازانی خشنتر از نسلهای پیشین ساختهاند.
چگونه میتوان از این دروغها رهایی یافت؟ تنها راه ممکن این است که حقیقت را در لایههای عمیق زندگیمان جستجو کنیم، نه فقط در سطحیترین شکل آن. باید تمام آنچه را که بهصورت ناآگاهانه به ما منتقل شده، از نو بررسی کنیم. این کار شاید ترسناک باشد، قد علم کردن در برابر دروغهایی که سالها به نام حقیقت به ما رسیدهاند، یعنی به چالش کشیدن باورها و اعتقاداتی که با آنها زیستهایم. اما این تنها راه رهایی از چرخهای است که قرنها انسانها را در خود بلعیده است.










