محمد ادریس رحمانی
سادهترین تعریف ستاک – اگر به شکل وطنی اش تعریف کنیم – این است که شما اگر در افغانستان یک جایداد – بطور مثال یک باغ – را بخرید دولت برای شما یک قباله میدهد و بعد از ان شما مالک یگانه جایداد بصورت ۱۰۰ فیصد به حساب می اید. حال فرض کنید که اگر این جایداد را میشد به تعداد زیاد توته های معین تقسیم میگردیم و نام هر توته را سهم میگذاشتیم در آنصورت ممکن میبود که آنرا به بیش از یک نفر بفرشیم. در آنصورت هر فرد میتوانست یک یا بیشتر از یک توته این جایداد را بخرد و مالک یک تونه یا سهم جایداد به حساب بیاید.
در دنیای فراتر از افغانستان این کار خیلی معمول است. بیشتر بخاطری انجام میشود که جایدادها و یا کمپنیها خیلی بزرگ هستند – حتی اگر کمپنی مطرح نباشد فرض کنیم یک دانه تابلوی نقاشی خیلی گرانبها هم مطرح باشد – در آنصورت خریدن ان برای یک فرد معمولی تقریبا غیر ممکن می نماید. بنا این ملتها به فکر آن شدند تا ارزش کمپنیها – جایدادها و یا حتا تابلوهای با ارزش را به سهمهای کوچک تقسیم کنند. بدین شکل برای مردم عادی زمینه ساختند تا در ملکیت بزرگترین شرکتهای جهانی سهم بگیرند و مالک یک حصه کوچک ان گردند. تقریبا درست مثل تقسیم کردن یک کیک به حصه های کوچک که درتصویر ذیل انرا میبنید.
حال اگر به کمپنی الفا بیت (مشهور به کمپنی گوگل) توجه کنید ارزش آن در مارکیت بین المللی چیزی در حدود دونیم تریلیون دالر است. بخاطر اینکه درک کنید این چقدار پول زیاد است بیایید آنرا با عواید سالانه کشور بزرگی مانند روسیه مقایسه کنیم. تمام عواید نا خالص روسیه یا جی دی پی کشور روس در یک سال صرف دو تریلیون دالر است. یعنی ۵۰۰ میلیار دالر کمتر از ارزش کمپنی گوگل است. بنا برای کسی به ساده گی ممکن نیست چنین یک کمپنی را به تنهایی بخرد.
پس چه کردند؟
تمام کمپنی را به تعداد تقریبا ۵.۴ میلیارد سهم تقرسیم کردند. بدین شکل اگر شما یروید و در بازار سهام یک سهم گوگل را به قیمت ۲۰۶ دالر بخرید – شما میشوید مالک یک توتهگک کوچک کمپنی گوگل. این مالکیت چنان جدی و با اهمیت است که دولت امریکا به اساس قوانین مالی و مدنی اش حقوق ملکیت شما از این کمپنی را با تمام قدرت اش تضمین میکند. درست مثلیکه دولت افغانستان با صادر نمودن قباله ملکیت شما از جایداد تان در افغانستان را تضمین میکند.
حال چرا خریدن یک سهم کوچک یک کمپنی بزرگ در یک کشور دیگر برای یک افغان که اصلا در افغانستان حضور دارد میتواند منفعتزا باشد؟
دلیل اش این است که این کمپنیها هر روز در حال رشد هستند و این رشد به بلند رفتن ارزش هر سهم آن میافزاید. مثلا اگر شما فردا ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح به وقت نیویارک یک سهم گوگل را به قیمت ۲۰۶ دالر بخرید – این سهم احتمالا سال اینده چیزی در حدودا ۱۵ دالر بیشتر ارزش خواهد داشت. اما یادتان نرود که بلند رفتن ارزش یک پدیده حتمی نیست ولی به اساس امار ۱۰ سال گذشته میشود تخمین زد که هر سال ارزش سهم گوگل به اندازه ۷.۳ فیصد بلند رفته است. بنا میشود توقوع کرد که سال آینده هم چنین بود.
به این شکل یک تعداد میروند و تمام سرمایه شانرا سهام شرکتهای مختلف در حال رشد را میخرند تا در مسیر زمان پول شان بیشتر و بیشتر گردد.
چرا افغانستانیها در این مارکیت زیا حضور ندارند؟
من فکر میکنم دلیل اصلی اش این است که ما به یک سهم کوچک یک کمپنی که اساسا کدام حضور فزیکی ندارد از نظر روانشناسی اقتصادی خو نگرفته ایم. خیلی خوش داریم سرمایه ما یه بصورت پول و یا جایداد حضور فزیکی داشته باشد تا دل ما جمع باشد که چه داریم و در کجا موقعیت دارد. انقدر به فکر رشد اش نیستیم که بفکر امنیت فزیکی اش هستم. شاید هراس داریم که اگر خودما در امریکا نباشیم از کجا معلوم که فردا این کمپنی از بین برود و ما همه چیز را از دست بدهیم.
این یک نگرانی قابل ملاحظه و با اهمیت است. این امکان همیشه وجود دارد حتی اگر احتمال اش خیلی کم هم باشد. بنا در دراز مدت شاید ما نتوانیم به ساده گی بالای روحیات خودمان در دنیای اقتصادی فایق اییم. ولی یک چیز دیگر احتمالا به نظر من ممکن باشد.
چه؟
به نظر من اگر ما برویم و یک سهم کمپنی را برای چند دقیقه و یا چند ساعت و یا یک روز بخریم شاید با روحیات ما کمی بیشتر سازگار بدر اید. همنیطور نیست؟ ممکن بتوانیم که مثلا سهم کمپنی گوگل و یا امازون را برای چند ثانیه و یا دقیقه محدود بخریم و دوباره بفروشیم. بلی؟
جالبتر این است که قیمت سهم این کمپنیهای بزرگ در هر ثانیه و هر دقیقه تغییر میکند. حال اگر یاد بگیریم که:
۱. سهم کدام کمپنی را؟
۲. در کدام لحظه معین؟
۳. تا چه اندازه بخریم؟
۴. و در کدام لحظه معین دوباره بفروشیم …
در آنصورت ما میتوانیم روزانه از این مارکیت پول بدست بیاوریم در حالیکه در ختم روز هنوز هم پول ما نقد در بانگ خواهد بود. یعنی ما نگران این نخواهیم بود که تا فردا ممکن از خواب بلند شویم و این کمپنی غیب شده باشد.
یک مثال زنده که تعداد زیاد افغانستانیها هر روز انرا انجام میدهند چیست؟
اگر شما فردا صبح ۱۰۰۰ سهم گوگل را در یک وقت معین به قیمت ۲۰۶ هزار دالر بخرید – در جریان روز این قیمت چندین بار در حدود یک دالر بالا و پایین میشود. حال فرض کنید که اگر کسی شما را یاد بدهد که در کدام لحظه معین انرا بخرید و در کدام لحظه مناسب انرا بفروشید – شما درظرف همان چند دقیقه صاحب ۱۰۰۰ دالر میشوید چون به محض انکه قیمت رفت به ۲۰۷ دالر شما عاجل ۱۰۰۰ سهم تانرا دوباره خواهید فروخت. در ظرف چند دقیقه یک هزار دالر نقد را در جیب زده از مارکیت بیرون میشوید. اگر زیاد تشنه پول باشید (که یک تعداد زیاد چنین هستند) در جریان یک روز چندین بار این کار را انجام داده میتوانید و در هر بار اگر یک هزار دالر بگیرید در ختم روز ممکن بتوانید ۳ تا ۱۰ هزار عاید کنید.
حال برای انجام موفقانه چینی یک کار چه شرط های اساس لازم است؟
۱. شما باید طریق دست رسی به مارکیت را یاد بگیرید. یعنی یاد بگیرید که چطور و توسط کدام پلتفورم سهام را روزانه بخرید و پس بفروشید.
۲. باید دست رسی به یک مقدار پول داشته باشید تا توسط ان خرید و فروش انجام بدهید؟
۳. و اگر دسترسی پیدا کردید و پول مهیا ساختید – باید یاد بگیرید که چه وقت – در کدام لحظه معین – کدام ستاک را بخرید و در کدام لحظه معین انرا دوباره بفروشید.
چون اگر یکی از این شرطهای اساسی را براورده ساخته نتوانید این خرید و فروش را یا انجام داده نمیتوانید و یا هم به عوض فایده زیان خواهید کرد. بدون دست رسی به مارکیت و پول نمیشود اساسا سهام را بخرید و یا هم در لحظه درست خرید و فروش کنید. بنا در نهایت زیان خواهید کرد.
آنچه ما کوشش داریم در ماههای اینده ایناست که زمینهسازی کنیم تا شرایط برای آنهایی است که علاقمند هستند – پول دارند – و میخواهند یاد بگیرن مساعد گردد. دسترسی به مارکیت یک چالش دیگر است که در قدم بعدی باید به ان بپردازیم چون وابسته به این است که شما در کدام کشور حضور دارید. ما کوشش خواهیم کرد با رهنمایی زمینهها و فرصتها را معرفی کنیم.
ولی به هیچ وجه نمیتوانیم تضمین کنیم که زمینه اشتباه کردن کاملا از بین خواهد رفت. دنیای این بازار مملو از موفقیتها و اشتباهات است. هدف نهاین این است که تعداد داد و ستدهای اشتباه دو مراتبه کمتر از داد و ستدهای موفق باشد.
یک بخشی کلیدی این چالش را که خودتان باید مسوولیت گرفته برایش راه حل جستجو کنند ایناست که چگونه حوصله برای یادگرفتن و مقاومت در مقابل اشتباهات را در خود تقویت نمایید. حوصله و شکیبایی یگانه توشه راه برای موفقیت است تا آنکه در این راه آهسته آهسته به سرمنزل مقصود برسیم.
یک راه حال تا آنوقت ایناست که با پول نهایت کم به دنبال داد و ستدهای کوچگ بروید تا اینکه حاکم بر روند بازار شوید زیرا فشار حرص منفعت بیشتر باعث میشود بیشتر آدم زیان بکند.
خودم وقتی داشتم میآموختم با وجودیکه برایم میگفتند احتیاط کن که با پول کم داخل معامله شوی چون ممکن است مارکیت دفعتا به مسیر غیر قابل پیش بینی برود – هنوز هم خپ و چپ گپ آنها را زیر گوش کرده با پول بیشتر داخل میشدم تا اینکه زیانهای نفسگیر بالاخره قانع ام ساخت که اگر به حرف تجربه داران گوش نکنم بالاخره از این میدان ناک اوت خواهم شد.






