مقدمه
✍️تایب احمد
پس از بازگشت گروه طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، زنان افغانستان با محدودیتهای گستردهای در زمینه آموزش، کار، آزادی بیرونشدن از خانه و حضور اجتماعی روبهرو شدند. این محدودیتها به اندازهای فراگیر و سازمانیافته بوده که بسیاری از فعالان حقوق بشر و جنبشهای اعتراضی زنان، وضعیت کنونی افغانستان را «آپارتاید جنسیتی» توصیف میکنند.
فعالان حقوق بشر افغانستان باور دارند که آنچه امروز بر زنان افغانستان تحمیل میشود، تنها چند محدودیت پراکنده یا تبعیض عادی نیست، بلکه نوعی سیاست سیستماتیک حذف زنان از جامعه است. از همین رو، آنان تلاش دارند مفهوم «آپارتاید جنسیتی» در سطح بینالمللی بهرسمیت شناخته شود تا بتوانند از آن بهعنوان یک جرم حقوق بشری یاد کنند.
آپارتاید جنسیتی چیست؟در مفهوم آپارتاید جنسیتی گفتهاند که به وضعیتی گفته میشود که در آن یک حکومت یا نظام سیاسی، بر اساس جنسیت میان انسانها تبعیض سازمانیافته ایجاد کند و یک جنس را از حقوق اساسی انسانی محروم سازد.واژه «آپارتاید» نخست برای توصیف نظام تبعیض نژادی در South Africa بهکار میرفت؛ نظامی که مردم را بر اساس رنگ پوست از حقوق برابر محروم میکرد.
امروزه بسیاری از حقوقدانان و فعالان حقوق بشر معتقدند همانگونه که تبعیض نژادی میتواند مصداق آپارتاید باشد، تبعیض ساختاری علیه زنان نیز باید در چارچوب حقوق بینالملل بهعنوان آپارتاید شناخته شود.در فرهنگ و مطالعات حقوق بشری، آپارتاید جنسیتی به نظامی گفته میشود که در آن تبعیض و جداسازی بر بنیاد جنسیت بهصورت سازمانیافته و قانونی اعمال گردد. دکتر شهلا اعزازی، جامعهشناس ایرانی، در مباحث مربوط به نابرابری جنسیتی تأکید میکند که «زمانی که تبعیض علیه زنان از سطح رفتارهای فردی فراتر رفته و به ساختار سیاسی و اجتماعی تبدیل شود، جامعه با نوعی حذف سیستماتیک زنان روبهرو میشود.» این دیدگاه با مفهوم آپارتاید جنسیتی پیوند نزدیک دارد.
دکتر ناصر کاتوزیان، حقوقدان برجسته ایرانی، در کتاب «مقدمه علم حقوق» مینویسد: «قانون زمانی عادلانه است که میان انسانها بدون دلیل منطقی تبعیض قائل نشود.» این دیدگاه نشان میدهد که هرگونه محرومساختن انسانها از حقوق طبیعی بر اساس جنسیت، در تضاد با اصول عدالت و حقوق انسانی قرار دارد.با رویکار آمدن دوباره گروه طالبان، دختران افغانستان از آموزش بالاتر از صنف ششم و رفتن به دانشگاه محروم شدهاند، بسیاری از زنان اجازه کار در ادارهها و نهادهای مختلف را ندارند و محدودیتهای شدید بر سفر، پوشش و حضور اجتماعی آنان وضع شده است. این وضعیت سبب شده که زنان بهتدریج از عرصه عمومی حذف شوند.
فعالان حقوق بشر تأکید میکنند که این محدودیتها موردی یا موقت نیست، بلکه بخشی از یک ساختار منظم و هدفمند است. هنگامی که زنان از حق آموزش، اشتغال، مشارکت سیاسی و آزادی اجتماعی محروم میشوند، جامعه نیز از ظرفیت نیمی از جمعیت خود محروم میگردد.دکتر حسین مهرپور در کتاب «حقوق بشر در اسناد بینالمللی» مینویسد: «هرگاه محرومیت از حقوق اساسی بهصورت گسترده و سازمانیافته بر گروهی از انسانها تحمیل شود، جامعه جهانی مسئولیت اخلاقی و حقوقی برای واکنش دارد.» بسیاری از فعالان حقوق بشر افغانستان با استناد به همین اصل، از جهان میخواهند وضعیت زنان افغانستان را تنها یک موضوع داخلی ندانند.
چرا فعالان حقوق بشر افغانستان خواستار بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی هستند؟
فعالان حقوق بشر افغانستان معتقدند واژههایی مانند «محدودیت» یا «تبعیض» بهتنهایی عمق بحران موجود را بیان نمیکند. آنان میخواهند جامعه جهانی بپذیرد که زنان افغانستان با نوعی سرکوب ساختاری و سازمانیافته روبهرو هستند؛ سرکوبی که هدف آن حذف زنان از زندگی اجتماعی است.بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی میتواند توجه جهانی را بیشتر به وضعیت زنان جلب کند و فشار حقوقی و سیاسی بر طالبان را افزایش دهد. همچنین این اقدام میتواند مانع عادیشدن حذف زنان از جامعه شود و زمینهای فراهم سازد تا حقوق زنان افغانستان در چارچوب قوانین بینالمللی با جدیت بیشتری پیگیری گردد.
زنان معترض افغانستان باور دارند اگر جهان در برابر این وضعیت سکوت کند، خطر آن وجود دارد که محرومساختن زنان به یک امر عادی و پذیرفتهشده تبدیل شود و از این بابت سخت نگران هستند.جامعه جهانی چه کاری میتواند انجام دهد؟باید گفت که جامعه جهانی میتواند با موضعگیری روشن در برابر سیاستهای محدودکننده علیه زنان افغانستان، از حقوق اساسی آنان حمایت کند. بسیاری از فعالان حقوق بشر تأکید دارند که کشورها و نهادهای بینالمللی نباید حقوق زنان را در تعاملات سیاسی با گروه طالبان نادیده بگیرند. فشار دیپلماتیک، مشروطساختن روابط رسمی به رعایت حقوق زنان و حمایت از آموزش دختران میتواند بخشی از این تلاشها باشد.همچنان حمایت از خبرنگاران زن، فعالان مدنی و جنبشهای اعتراضی زنان اهمیت فراوان دارد؛ زیرا این گروهها در سالهای اخیر با بازداشت، تهدید و فشارهای گسترده روبهرو بودهاند. فراهمکردن فرصتهای آموزشی، بورسیههای تحصیلی و حمایت رسانهای نیز میتواند صدای زنان افغانستان را در سطح جهانی تقویت کند.از سوی دیگر، بسیاری از نهادهای حقوق بشری بر این باورند که سکوت در برابر وضعیت کنونی افغانستان، نهتنها به دوام محدودیتها کمک میکند، بلکه میتواند زمینه تکرار چنین رفتارهایی را در دیگر نقاط جهان نیز فراهم سازد.
بناً، بحث آپارتاید جنسیتی تنها مربوط به زنان افغانستان نیست، بلکه موضوعی مرتبط با کرامت انسانی و عدالت جهانی است. امروز زنان افغانستان برای ابتداییترین حقوق انسانی خود مبارزه میکنند؛ حقوقی که در بسیاری از کشورهای جهان بدیهی شمرده میشود.
فعالان حقوق بشر افغانستان تلاش دارند با بهرسمیتشناختن آپارتاید جنسیتی، جهان را متوجه شدت بحران موجود سازند و مانع عادیسازی حذف زنان از جامعه شوند. آینده حقوق بشر در افغانستان تا حد زیادی وابسته به این است که جامعه جهانی تا چه اندازه در برابر این وضعیت مسئولانه و جدی عمل کند.










