نویسنده: برسام آریایی
گروه طالبان با راهاندازی پروژههای مدرسهسازی جهادی در سراسر افغانستان، عملاً بهدنبال تحکیم و گسترش ایدئولوژی افراطی و جذب نیروهای جدید برای اهداف سیاسی و نظامی هستند.
این مدارس که به ظاهر بهعنوان مراکز آموزشی دینی و فرهنگی معرفی میشوند، در واقع بهطور عمده ابزاری برای شستوشوی مغزی، ترویج افکار تکفیری و افزایش تعداد اعضای گروههای انتحاری و استشهادی گروه طالبان بهویژه از میان نسل جوان افغانستان هستند. هدف اصلی این گروه، از ایجاد این مدارس نه تعلیم اصول دینی در معنای صحیح و انسانی آن، بلکه پرورش نسلهایی از افراطگرایان است که در خدمت اهداف گروه طالبان و گسترش آموزههای تندروانهاش قرار گیرند.
این پروژهها با هدف پر کردن خلای آموزش و تربیت دینی در افغانستان، در حالی که در ظاهر با وعدههای فریبنده در زمینه آموزشهای مذهبی و فرهنگی برای جوانان و کودکان، وارد میدان میشوند، در واقع بیش از هر چیز بهعنوان یک برنامه سیاسی و نظامی عمل میکنند. مدارس جهادی گروه طالبان نه تنها دانشآموزان را از مفاهیم علمی و فرهنگی بیبهره میگذارند، بلکه بهطور سیستماتیک افکار تکفیری و خشونتآمیز را در ذهن آنها میکارند.
اصول بنیادگرایانهای مانند «دارالکفر» و «دارالاسلام» در این مدارس بهعنوان مفاهیم محوری تدریس میشوند و در نتیجه، سایر گروههای مسلمان و غیرمسلمان بهطور سیستماتیک تکفیر میشوند. این دیدگاه نهتنها نفرتآمیز است، بلکه خطراتی جدی برای همبستگی اجتماعی ایجاد میکند.
گروه طالبان از این مدارس بهعنوان ابزاری برای جذب نیروهای جدید برای جنگ و سرکوب مخالفان خود استفاده میکنند. آموزشهایی که در این مدارس ارائه میشود، نه تنها دانشآموزان را به سوی خشونت و جنگ هدایت میکند، بلکه آنان را از پذیرش تنوع مذهبی، قومی و فرهنگی و حتی دیگر عقاید اسلامی باز میدارد. در این مدارس، هدف اصلی بهجای آموزش اصول دینی در معنای درست آن، القای یک تفکر افراطی است که مخالفت با گروه طالبان را نه تنها بهعنوان یک عمل سیاسی، بلکه بهعنوان خیانت به اسلام و گناهی نابخشودنی میداند.
این مدارس تبدیل به کانونهایی برای تولید و گسترش ایدئولوژی تکفیری و افراطگرایانه میشوند که میتوانند در آینده تهدیدات جدیتری برای امنیت افغانستان، منطقه و جهان بهوجود بیاورند.
ایجاد این مدارس جهادی توسط گروه طالبان را باید بهعنوان تلاشی برای نهادینه کردن ایدئولوژی خود در درازمدت و تبدیل آن به بخشی از ساختار اجتماعی و نظامی افغانستان دانست. گروه طالبان با استفاده از این مدارس، علاوه بر جذب نیروهای جدید برای جنگهای خود، در تلاشند تا جامعه افغانستان را از درون به تسخیر ایدئولوژیک خود درآورند.
این مدارس در عمل بهجای ترویج مفاهیم انسانی و صلحآمیز دین، بهعنوان ابزاری برای گسترش خشونت، افراطگرایی و انزواگرایی به کار گرفته میشوند. آنها میکوشند تا تنوع فرهنگی و دینی افغانستان را که در طول تاریخ جزء ویژگیهای برجسته این سرزمین بوده است، نابود کنند و نسلهای جدیدی از افغانستانیها را در معرض یک تفکر محدود و بسته و نهایت افراطی از دین اسلام قرار دهند.
این پروژهها نهتنها بهعنوان تهدیدی برای آینده افغانستان و صلح آن عمل میکنند، بلکه بهطور بالقوه میتوانند تأثیرات منفی گستردهتری در سطح منطقه و جهان داشته باشند. ترویج چنین تفکری در میان نسلهای جوان افغانستان میتواند باعث گسترش افراطگرایی در کشورهای دیگر منطقه شده و چالشهای امنیتی جدی برای کشورهای همسایه و حتی فراتر از آن ایجاد کند. این مدارس که با هدف بازسازی جامعه افغانستان بهصورت تکبعدی و از دیدگاه گروه طالبان طراحی شدهاند، در حقیقت در حال شکل دادن به آیندهای هستند که در آن تنها یک ایدئولوژی میتواند حکمفرما باشد و هرگونه تنوع فرهنگی و دینی از میان برود.
در نهایت، مدارس جهادی گروه طالبان بیش از آنکه بهعنوان مراکز آموزشی برای ترویج اسلام بهصورت صحیح عمل کنند، بهعنوان ابزارهایی برای سربازگیری، ترویج خشونت، افراطگرایی و نابودی تنوع فرهنگی و دینی به کار میروند. گروه طالبان با این رویکرد، در حال هدایت افغانستان به سوی آیندهای تاریک و خطرناک است که در آن، هرگونه تفاوت عقیدتی و فرهنگی، بهعنوان تهدیدی برای هویت واحد ایدئولوژیک گروه طالبان تلقی میشود و به انزوا و سرکوب میانجامد. چنین سیاستهایی نهتنها آینده افغانستان را تهدید میکند، بلکه صلح و امنیت منطقهای و جهانی را نیز به خطر میاندازند.











