نویسنده: رحمت الله بیگانه
روز گذشته در اخبار خواندم که اتحادیه اروپا مبلغ ۲۲ میلیون دالر را برای توانمند سازی زنان به افغانستان اختصاص داده است، از روی تصادف من خاطرهای نوشته بودم از گذشته در حکومتداری حامدکرزیکه این پولهای وافر چگونه حیف و میل میشوند و بهقول مردم، “از گاو غدود” به مردم افغانستان نمیرسید.
سوگمندانه میبینیم، اینکار بدون اصلاح ادامه دارد، هیچ نمیدانم چرا و چگونه این پولهای هنگفت را کشورها از مالیات مردم گرفته بدون کوچکترین ارزیابی به باد هوا داده و همچنان به اینکار اشتباه خود ادامه میدهند!
W.F.P
«ما بزرگترین سازمان بشردوستانه در جهان هستیم که در سراسر جهان، جان انسانها را نجات داده و زندهگی آنها را تغییر میدهیم.»
این هدف و شعار سازمان غذایی جهان است، سازمانیکه در اکثریت کشورهای جهان فعالیت دارد.
اینجا این خاطره را مینویسم، هدفم تخریب کسی و اهانت بهسازمانی نیست، بلکه میخواهم بیتوجهی و ناتوانی حکومتها و سوء استفاده افراد و سازمانها را آشکار کنم، زیرا کمک و توانمند ساختن مردم دادن گندم و توزیع روغن نیست، بلکه راههای زیادی به دستگیری مردم ستمدیده و ناتوان وجود دارد.
در سال ۱۳۸۳؟ تاریخ دقیق اینمساله یادم رفته است؛ رییس رادیو تلویزیون تعلیمی و تربیتی بودم که از دفتر وزیر معارف (قانونیصاحب) به من زنگ آمد، تلفون را برداشتم، بهجای سکرترهای وزیر معارف، شخصی به نام “ثاقب” مسوول روابط خارجی وزارت معارف با من گپزد و گفت: “بیگانهصاحب امروز یکقرارداد خیلی مهم امضا میشود، کمره و خبرنگاران را بهوزارت روان کنید.”
راستی از اینکه تاکید بهمهم بودن قرارداد شد، من رفتم تا این خبر را خودم دقیق بنویسم و ببینم گپ از چهقرار است؟
خلاصه به وزارت معارف رسیدم، مسوولین موسسه سازمان غذایی جهان هم رسیدند، بعد از تشریفات ویژه، قراردادی را که متن آن به فارسی و انگلیسی در یک “فایل” ترتیب گردیده بود، امضا شد. من برای اینکه خبر این مساله را دقیق بنویسم و گزارش آنرا تهیه کنیم، این تفاهمنامه یا قرارداد را از نزد آقای ثاقب گرفتم، تا از روی آن خبر و گزارشاش را بنویسم.
مواد شامل قرارداد، توزیع بسکیت و روغن بهمکاتب ولایات افغانستان بهارزش ۷۲ میلیون دالر بود.
خبر را نوشتم، اما کارهایم زیاد بود، فراموش کردم تا این سند را دوباره به دفتر روابط خارجی وزارت تسلیم کنم.
نمیدانم پنجماه یا بیشتر از این قضیه گذشته بودکه روزی آقای ثاقب بهمن زنگ زد و از اوراق این قرارداد پرسید، از اینکه فراموش کرده بودم، گفتم اسنادهای دفتر را میپالم و اگر بود بهشما روان میکنم.
خلاصه قرارداد را پیدا کردم و آنرا بار دیگر دیدم، در این قرارداد گنجانیده شده بود، نظارت و وارسی این پروژه از طرف هیات وزارتهای معارف و سازمان صورت خواهد گرفت.
دو مساله را میخواهم بگویم:
آیا لازم بود، تا سازمان “خوراکه جهانی” ۷۲ میلیون دالر را که پول خیلی هنگفتی است، برای یکسال یا بیشتر بهمکاتب ابتدایه ولایات روغن و بسکیت توزیع کند؟
هرچند این سازمانها به”Mission” یا ماموریت خود خیلی تاکید میکنند، اما تغییر این ماموریت هم نظر به تقاضای مقامات حکومتی، کاریست در حد امکان و قابل تغییر.
دوم، وقتی در مدت ۵ ماه تطبیق این پروژه اصلن فراموش گردیده بود و نظارت نشد، آیا فکر میکنید این مواد در ولایات بهدرستی توزیع شده باشد؟
وظیفه من در جایی نبود که چنین موضوعاتی از زیر نظرم میگذشت، بلکه از روی تصادف با چنین قضیهای سرخوردم، قضاوت را بهشما میگذارم اینکه در دیگر بخشهای دولت چقدر پروژههای خیالی و هوایی آمد و پولاش در جیب وزیران جابجا شد، مسالهایست خیلی روشن.
اما وقتی روز گزارشدهی این موسسات میشود، سازمانهای بینالمللی از کمک میلیونها دالر به افغانستان یاد میکنند، اما متاسفانه هیچ معلوم نیست، با سرازیر شدن این میلیونها و میلیاردها دالر هنوز فقر و بدبختی از در و دیوار اینکشور بیچاره میبارد.
بهقول مردم: متاسفانه موسسات و کشورها به عوض ماهی گرفتن، بهمردم فقیر و ناتوان افغانستان ماهی خوردن را خوب یاد دادند. همان شد که هیچگاه ما از صفر بهیک ارتقا نکردیم. کشورنادار، مردم و موسسات چپاولگر و عدم نظارت و تحقیق باعث گردید که اکثریت موسسات و مسوولین دولتی در این خیانت دست داشته و این سرزمین بیش از پیش ویرانه گردیده و اما شکم مسوولین چرب و چربتر گردید.











