نگارنده: محمد زبیر اندیشمند
آتشبس میان حماس و اسرائیل، که پس از ۴۷۰ روز جنگ خونین و بیوقفه به مرحلهی اجرا درآمده است، لحظهای تاریخی برای ملت مقاوم غزه و نهضت فکری و عدالتخواه حماس محسوب میشود. این توقف شکننده، بیش از آنکه صرفاً یک توافق باشد، گواهی بر شهامت مردمی است که با وجود محاصره، بمباران، و دردهای بیپایان، هرگز از آرمان عدالت و آزادی دست نکشیدهاند.
از منظر فلسفی، حماس را میتوان نماد “ارادهی معطوف به مقاومت” دانست، مفهومی که از دیدگاه هگل نمایانگر شور آزادیخواهانه در برابر نیروی سلطه است. حماس، برخلاف تبلیغات رسانهای مغرضانه، تنها یک نیروی نظامی نیست؛ بلکه یک جنبش فکری و مردمی است که ایدئولوژی آن بر پایهی عدالتطلبی، حمایت از مردم مظلوم غزه، و مقابله با استعمار نوین شکل گرفته است. در این آتشبس، حماس نشان داد که حتی در برابر رژیم سفاک و سلطهطلب بنیامین نتانیاهو، میتوان با مقاومت هوشمندانه به دستاوردهایی مهم دست یافت.
رژیم اسرائیل، که بر پایهی گفتمان نظامیگری و سیاستهای استعماری بنا شده است، بهویژه در دورهی حکومت نتانیاهو، چهرهای بیرحم از خود نشان داده است. حملات بیوقفه به غزه، ویرانی زیرساختها، و قتلعام کودکان و زنان بیگناه تنها بخشی از کارنامهی این رژیم خودکامه است. نتانیاهو با سیاستهای توسعهطلبانهاش، در پی نابودی مقاومت فلسطین و تحمیل سکوت بر مردمی است که تنها خواستهی آنها حق زندگی شرافتمندانه در سرزمین خود است. اما حماس، بهعنوان صدای مقاومت و امید، توانسته است این پروژهی سلطه را به چالش بکشد.
مردم غزه، که بیش از دو میلیون نفر از آنان تحت محاصره و فشارهای بیسابقه زندگی میکنند، نمونهی بارز “ارادهی جمعی برای بقا” هستند. این مردم، با وجود آوارگی، گرسنگی، و زخمهای جنگ، همچنان بر سر آرمانهای خود ایستادهاند. آنها در عمل نشان دادهاند که عدالت، حتی در برابر خشونت افسارگسیخته، میتواند به یک نیروی متعالی تبدیل شود. فیلسوفانی مانند ژان پل سارتر، که بر “آزادی در عمل” تأکید داشتند، روح این مقاومت را بهخوبی توضیح میدهند: آزادی، حتی در شرایط محدودیت و اشغال، تنها زمانی معنا مییابد که در قالب مبارزه برای حق و عدالت تجلی کند.
در مراحل سهگانهی آتشبس، مقاومت حماس نه تنها در عمل نظامی بلکه در دیپلماسی خود را نشان میدهد. مرحلهی اول، آزادی گروگانهای فلسطینی و ارسال کمکهای بشردوستانه، گواهی بر پیروزی مقاومت بر دیپلماسی اسرائیل است. حماس با هوشمندی، معادلهای ایجاد کرده که در آن نتانیاهو، علیرغم تمام تلاشهایش، مجبور به پذیرش خواستههای مقاومت شده است. این پیروزی تنها با اتکا به شهامت و همبستگی مردم غزه امکانپذیر بوده است.
در مرحلهی دوم و سوم، یعنی پایان دائمی جنگ و بازسازی غزه، بار دیگر اهمیت نقش حماس بهعنوان یک نیروی عدالتخواه برجسته میشود. این جنبش، برخلاف رژیم اسرائیل که همواره در پی تخریب و استعمار بوده است، خواهان بازسازی و احیای زندگی مردم فلسطین است. چنین اهدافی ریشه در فلسفهی اخلاقی دارند که بر اساس آن، عدالت و خیر عمومی مقدم بر منافع فردی و قدرتطلبی است.
رژیم نتانیاهو، که بر مبنای سرکوب و اشغال شکل گرفته، در برابر ارادهی مردم غزه و مقاومت حماس چیزی جز شکست نمیتواند تجربه کند. تاریخ نشان داده است که هیچ قدرت سرکوبگری نمیتواند بر عزم ملتی که برای آزادی میجنگد غلبه کند. همانگونه که نلسون ماندلا گفت: “آزادی از آن کسانی است که برای آن حاضرند تا پای جان مقاومت کنند.”
در پایان، این آتشبس فرصتی است تا جهانیان دریابند که مبارزهی حماس، مبارزهای برای نابودی نیست، بلکه جنبشی برای عدالت، صلح، و احقاق حقوق انسانی است. مقاومت غزه نهتنها در برابر گلولهها بلکه در برابر تحریف رسانهای و انزوای دیپلماتیک ایستاده است. این آتشبس، هرچند شکننده، نمایانگر پیروزی معنوی مردم غزه و جنبش عدالتخواه حماس در برابر رژیم سفاک نتانیاهو است. صلح واقعی تنها زمانی ممکن خواهد شد که عدالت و حقوق انسانی مردم فلسطین به رسمیت شناخته شود و اشغالگری برای همیشه پایان یابد.











