“بازتاب درست رویدادها، تحلیل بی‌طرفانه، گفتگوی سازنده”

جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.
  • صفحه اصلی
  • خبر
    • خبر خارجی
    • خبر داخلی
    • خبر ورزشی
  • گزارش
  • دیدگاه
  • تحلیل و یاد داشت
  • فرهنگ و هنر
    • فرهنگ
    • داستان
    • سینما
    • شعر
    • موسیقی
  • کتاب
    • کتاب‌خانه
    • معرفی کتاب
  • گفتگو
  • مقاله
    • تاریخ
    • جامعه و اقتصاد
    • سیاست
    • فرهنگ
    • فلسفه و روشنگری
  • ویدیو و پادکست
  • درباره ما
  • حقوق بشر
    • ویژه زنان
  • تماس با ما
فهرست
  • صفحه اصلی
  • خبر
    • خبر خارجی
    • خبر داخلی
    • خبر ورزشی
  • گزارش
  • دیدگاه
  • تحلیل و یاد داشت
  • فرهنگ و هنر
    • فرهنگ
    • داستان
    • سینما
    • شعر
    • موسیقی
  • کتاب
    • کتاب‌خانه
    • معرفی کتاب
  • گفتگو
  • مقاله
    • تاریخ
    • جامعه و اقتصاد
    • سیاست
    • فرهنگ
    • فلسفه و روشنگری
  • ویدیو و پادکست
  • درباره ما
  • حقوق بشر
    • ویژه زنان
  • تماس با ما
  • صفحه اصلی
  • خبر
    • خبر خارجی
    • خبر داخلی
    • خبر ورزشی
  • گزارش
  • دیدگاه
  • تحلیل و یاد داشت
  • فرهنگ و هنر
    • فرهنگ
    • داستان
    • سینما
    • شعر
    • موسیقی
  • کتاب
    • کتاب‌خانه
    • معرفی کتاب
  • گفتگو
  • مقاله
    • تاریخ
    • جامعه و اقتصاد
    • سیاست
    • فرهنگ
    • فلسفه و روشنگری
  • ویدیو و پادکست
  • درباره ما
  • حقوق بشر
    • ویژه زنان
  • تماس با ما
فهرست
  • صفحه اصلی
  • خبر
    • خبر خارجی
    • خبر داخلی
    • خبر ورزشی
  • گزارش
  • دیدگاه
  • تحلیل و یاد داشت
  • فرهنگ و هنر
    • فرهنگ
    • داستان
    • سینما
    • شعر
    • موسیقی
  • کتاب
    • کتاب‌خانه
    • معرفی کتاب
  • گفتگو
  • مقاله
    • تاریخ
    • جامعه و اقتصاد
    • سیاست
    • فرهنگ
    • فلسفه و روشنگری
  • ویدیو و پادکست
  • درباره ما
  • حقوق بشر
    • ویژه زنان
  • تماس با ما

“بازتاب درست رویدادها، تحلیل بی‌طرفانه، گفتگوی سازنده”

خانه گفتگو

شمالی؛ پلنگی هماره زخمی و همیشه عصیان‌گر در بیشه‌ی خونین تاریخ

مدیریت توسط مدیریت
فوریه 5, 2025
در گفتگو
زمان مطالعه: 11 دقیقه
0
شمالی؛ پلنگی هماره زخمی و همیشه عصیان‌گر در بیشه‌ی خونین تاریخ
126
بازدید
ارسال مطلب تلگرامارسال مطلب لینکداینارسال مطلب واتساپارسال مطلب فیسبوکارسال مطلب توییتر

عبدالقاهرآریانژاد آژیر از شاعران و فعالان فرهنگی جوان کشور است. در کنار سرایش شعر، کارهای پژوهشی نیز دارد؛ از او تا کنون یک اثر شعری زیرنام«ترانه‌ی تاکستان» منتشر شده و ۸ اثر دیگر در زمینه‌های ادبیات و تاریخ و عرفان آماده چاپ دارد. آژیر نزدیک به دو دهه در حوزه«شمالی» مشغول فعالیت های فرهنگی بوده است. با او گفتگویی انجام داده ایم که اینک پیش‌کش می‌گردد.

گفتگو کننده: فردین فرهمند

• آریارنژاد را به خوانندگان ما معرفی کنید.
• عبدالقاهر آریانژاد آژیر، زاده‌ی مهرماه ۱۳۶۰ ه خ در روستای “پاکیزه‌ی” قلعه‌ی ملک” شهرستان بگرامِ استان پروان است. مکتب را در لیسه‌ی عالی شفق شهید به پایه‌ی اکمال رسانید و سند کارشناسی(لیسانس) خویش را از دانشکده‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه البیرونی به‌دست آورد.

فعالیت‌های فکری
۱. «ترانه‌ی تاکستان» مجموعه شعر. چاپ شده.

*آثار آماده‌ی چاپ:
۲.«من کوزه کوزه شربت انگورم» شعر.
۳.«عصیان در زنجیر» شعر.
۴.شعرهای سپید و نیمایی که هنوز نام‌گذاری نشده اند.

۵.«مروت در عشق» رومان بلند.
۶.« پایداری درشعر فارسی سه دهه‌ی پنجاه، شصت و هفتاد افغانستان» پژوهش و نقد ادبی.
۷. « زبان فارسی ریشه درخاک خراسان دارد». تیره‌شناسی زبان فارسی
۸.«نقش عرب‌ها درتحولات سیاسی افغانستان» از آغاز تا پایان تجاوز ارتش سرخ در کشور.
۹.«جدال عقل و عشق در دیوان شمس» پژوهشی در اندیشه و معرفت مولانا.
و نگارش بیشتر از ۵۰ عنوان مقاله‌ی علمی، ادبی، تحلیلی و پژوهشی در زمینه‌های مختلف.

فعالیت‌های فرهنگی

  • عضو انجمن شعرأ و نویسندگان کاپیسا (1388-1385) .
  • عضو انجمن نویسندگان پروان. از آغاز فعالیت الی اکنون.
  • مدیر مسوول مجله «صدای مردم» (1388-1385) .
  • مسوول کانون فرهنگی «خانه‌ی دوست»(1395-1390).
  • پایه‌گذار دوهفته‌نامه‌ی سپیدار(1395-1392).

• خیلی از طفولیت به شعر و شاعری رو میاورند، شما چطور؟ چه زمانی به دنیای شعر روی آوردید؟
• من در دامن دودمانی شعر دوست و ادب پرور بزرگ شده‌ام و از کودکی تحت تاثیر چنین خانواده‌یی قرار داشتم. گاهی هم اتفاق افتاده که در آوان کودکی وقتی وظیفه‌ی دست‌شویی مهمانان را به عهده داشتم، پیش از صرف طعام، من مصروف ریختن آب بالای دست مهمان بودم و مهمان بی‌اعنتا به من درحالی‌که دست‌هایش‌را می‌شسته غزلی از مولانا را برای دیگران دکلمه و شرح می‌کرده است. (جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی / آب زلال من تویی بی‌تو به‌سر نمی‌شود) من نیز با استفاده از فرصت، این بیت‌های قشنگ‌را به سرعت به حافظه می‌سپردم. در نوجوانی طرح‌های کوتاه ادبی و شعرگونه‌هایی می‌نوشتم، به دلم چنگ نمی‌زد؛ پاره می‌کردم و باز می‌نوشتم. اما نخستین تجربه‌های من بر می‌گردد به روزگار جوانی و بلوغ.

• از حال و احوال این روزهای تان بگویید و رابطه تان با شعر و شاعرانگی.
• حال و احوال این روزهای ما را رند شیراز خیلی شیوا و شیرین بیان کرده است:
“بی‌عمر زنده‌ام من و بس این عجب مدار/روز فراق را که نهد درشمار عمر؟”
شعر، دوست کودکی و یار همیشگی من است. این، روزها همین یار دیرینه رفیق شب و روز من است و من هم مدیون او.

• شعر از نظر شما؟
• شعر از دید من بیان ناخودآگاه نهانی‌ترین دریافت‌های انسانی با زبانی هنری، استعاری‌ و غیر قرار دادی است. یک شعر خوب و موفق آن است که تمامی قرار دادهای زبانی و دستوری را درهم بکوبد، ویران بسازد و از قطعات فروریخته‌ی آن برای بیان اهداف خودش زبانی جدید بسازد.

• شما در کنار سرایش شعر، کارهای پژوهشی هم دارید، از پژوهش‌های تان اگر لطف کنید.
• با آن‌که خیلی کم‌کارم و ازاین بابت شرمنده‌ی زبان شیرین کام پارسی، کارهای اندکی انجام داده ام که متذکر می‌شوم. چنان‌چه قبلا هم یاد آورشدیم،« پایداری درشعر فارسی سه دهه‌ی پنجاه، شصت و هفتاد افغانستان» آماده‌ی چاپ،« زبان فارسی ریشه درخاک خراسان دارد» آماده‌ی چاپ، « جدال عقل و عشق در دیوان شمس» در دست آماده، پژوهش‌هایی هم‌چنان درباب چیستی شعر و اندیشه‌ی مولانا در سرآغاز مثنوی معنوی، نبشته‌یی در مورد اشعار صائب تبریزی،«استاد خلیلی، شهنشاهی برسریر پادشاهی شعر پایداری»،«محمد افسر رهبین، عقابی بر فراز هندوکوه سخن» بررسی و تحلیل شعرهای پنج مجموعه‌ی شعری استاد رهبین.
نقد و بررسی اشعار زنده یاد لیلا صراحت روشنی، نشانه‌های پایداری در دوبیتی‌های شفاهی زنان شمالی در زمان تجاوز و استبداد متجاوزان.
درنگ و تبصره‌یی بر ترانه‌ی « شمالی لاله‌زار باشه به ماچی؟» که در واقع یک حبسیه‌ی سوزناک و فولکلور است. به همین ترتیب، شرح و بستی بر ترانه‌های جاودان یاد “صوفی نعیم رباطی” که از نمایندگان برجسته‌ی موسیقی محلی در شمالی بوده اند، نگاشته‌ام و کارهای ناچیز و مشابه دیگر…

• چه سبب شد که به شعر مولانا بپردازید؟ به عبارت دیگر مولانا برای شما چه جذابیتی دارد که وادار به پژوهش در اندیشه او شدید؟
• از کودکی قصه‌های غریب و حیرت‌آورِ شمس و مولانا برای من پرجاذبه و پرسش برانگیز بود. روزتا روز علاقه‌ی من به این دو انسان عاشق و وارسته بیشتر می‌گردید، تا آن‌جا که آهسته آهسته دنیای پر رمز و راز آنان‌را با گذشت زمان سفر کردم. هرچه پیش رفتم، علاقه‌ام نسبت به حضرت مولانا بیشتر گردید؛ تا آن‌جا که این گرایش درمن جاودانه گشت و سرمدی!

• از آنجایی که رابطه‌ی معنایی دیرینه‌ای با مولانا و کارهای او دارید، به دستاورد و نتایجی رسیده اید؟
• هیچ امکان ندارد با کسی دوست باشید و از او اثر نپذیرید. من حدود هژده سال می‌شود دوست‌دار این عارف سوخته‌جان و شکّر بیان هستم. با شعر و اندیشه‌ی او به حد معرفت خودم آشنایی به‌هم رسانده‌ام. هرازگاهی که حس تنهایی و انزوا دست و پایم را می بندد، در چشمه‌سار هماره جوشان اندیشه‌های مولانای جان وضو می‌گیرم و نمازم را پشت امام عشق برپا می‌دارم.
در کل پنج نکته‌ی بزرگ اخلاقی را از مولانا آموخته‌ام که برایم دست‌آورد بزرگی تلقی می‌گردد.
یک- نخستین خوشه‌یی‌که از خرمن اندیشه‌ و معرفت مولانا برداشته ام، شناخت حق و اهل حق است. با این روی‌کرد که اگر تمامی هستی و مخلوق اهل حق اند و تمیز رنگ و بو کار این سری و این جهانی ما انسان‌هاست. اگر تمیز و تفاوتی هم میان مخلوقات (انسان‌ها) ادیان و مذاهب، نحله‌های فکری و مکاتب علمی، کلامی و فلسفی وجود دارد، همه حکمت‌های ازلی حق اند و چنین پایدار. دشمنی و تنگ‌چشمی با چنین حکمتی، حق ناشناسی است. باید همه‌را از دید صاحب‌اش نگاه کرد.

دوم- وارستگی و رهایی از بند قیود « اجتماعی شده» و رسمیات نامتعارف را از این پیر روشنگر آموختم.
ملت عاشق ز ملت‌ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
سوم- از آن‌جا که مصدر خیر و شر، نعمت و نقمت، ذات حق تبارک و تعالی است، نباید حسود بود و بخل ورزید، نباید در مصیبت دوستان و دشمنان شاد بود و در شادمانی و پیروزی شان دل‌تنگ و مایوس؛ چون همه در خوان کرم حق سبحانه و تعالی حقی دارند و بهره‌یی!
چهار- مولانا به من آموخت تا همیشه مراقب رفتار و گفتار خودم باشم. او به من آموخت پیش از آن‌که به عیوب دیگران بپردازم، باید به اصلاح ناراستی های خودم بپردازم. با تکیه به چنین فرمایشی زمان درازی می‌شود که نتوانسته‌ام سر از گریبان خودم بیرون بکشم. تا به یک تقصیر نظر می‌افگنم، عیب دیگری برایم آشکار می‌شود و چنین بی‌پایان… هر عیبی که در دیگران می‌بینم، صد چندان آن‌را در وجود خودم می‌یابم.
پنج- مولانا به من آموخت، هیچ‌گاهی دیگران را قضاوت نکنم؛ ممکن پایان کار دیگران بهتر ازما باشد!
• چه چیزی در دنیای مولانا وجود دارد که او را از دیگر متفکران جدا یا متمایز می‌سازد؟
• هم‌ترین امتیاز مولانا از سایر متفکران ما، داشتن اندیشه‌ی جهان‌وطنی انسانی‌ست که در سراسر آثارش به وفور دیده می‌شود. مولانا تمامی مرزکشی‌های علمی- فلسفی، دینی- مذهبی، شرقی-غربی، و حتا قاره‌بندی‌هارا حاصل گرفتاری آدم‌ها در دام‌های کوچک قراردادی می‌بیند. مذهب مولانا مذهب عشق است، مذهب بی‌رنگی، وارستگی از وابستگی و پرواز در سایه‌سار رحمت و حکمت الهی در جهان هستی. او تمام امور جهان را به خالق می‌سپارد و خود در دریای بی‌کران محبت او به هدف صید گوهرمراد، مستغرق و فنا می‌شود. چنان‌چه می‌فرماید:
“درین خاک درین خاک، درین مزرعه‌ی پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم”

• سه تک بیت مولانا که ورد زبان تان باشد؟
• ابیاتی زیادی از مولاناست که گاه‌گاهی ذهنم‌را به خود مشغول می‌دارند. اگر از میان همه سه بیت را برای شما انتخاب نمایم، این ابیات خواهند بود:
از کجا آمده‌ام، آمدنم بهرچه بود؟
به کجا می‌روم آخر؟ ننمایی وطنم؟!
*
خُنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الی، هوس قمار دیگر
*
نگفتم‌ات مرو آن‌جا که آشنات منم
درین سراب فنا، چشمه‌ی حیات منم
وگر به قهر روی صدهزارسال ز من
و عاقبت به من آیی که منتهات منم

• نظر تان در مورد شعر امروز چه است؟ با توجه به وضعیت پیش آمده، مسیر ادبی و شعر به کجا خواهد انجامید؟
• هر تحولی یک فرصت است برای کار و ابتکاری تازه. در وضعیت پیش آمده، شعر امروز ما به دو حوزه‌ی «شعر درون مرزی» و «شعر برون مرزی»(شعر مهاجرت) بخش می‌شود. هردو حوزه با شور و حالی بی‌سابقه، پربار و نیرومند در جریان اند. با تداوم یک چنین فضایی امیدواری زیادی وجود دارد که ادبیات شعری و داستانی ما با مایه‌گرفتن از درد غربت و بی سرپناهی از یک‌جانب؛ و از سویی بیداد فقر و بی‌سرنوشی عمومی، به اوج شکوه و بالنده‌گی ممکن خواهد رسید.

• دو دهه فرصت خوبی برای کار فرهنگی بود، تا حدی هم کارهایی در حوزه شعر و ادبیات صورت گرفت، نقدی اگر بر فعالیت‌های ادبی و به ویژه شعر دهه‌های ۸۰ و ۹۰ داشته باشید.
• دهه‌های هشتاد و نود، بی‌گمان که یک فرصت بی‌پیشینه بود. کارهای درخور توجهی در بخش‌های فرهنگ، هنر، ادبیات و رسانه انجام گرفتن که چشم‌پوشی از آن بی‌انصافی بزرگی است. کلان‌ترین آسیب که بر پیکر برومند این بخش‌ها صدمه وارد آورد، نهاد‌سازی‌های سودجویانه‌ و اشتغال زراندوزانه‌ی تیکه‌دارانی بود که زیر پوشش رسانه، نهاد فرهنگی، انجمن ادبی و… به فعالیت پرداختند و هدفی جز به چنگ آوردن پول و منفعت اقتصادی نداشتند. این‌دسته افراد نه تعهدی به ادبیات و شعر داشتند و نه‌هم حس هم‌دردی با جامعه و مردم. شعر این دوره‌ از لحاظ زبان، فرم و خیال پردازی‌های شاعرانه خیلی جذاب و بدیع است. ماهیت آن گه‌گاهی شکننده، مبتذل، هیچ‌انکارانه و دارای حس بی‌خیالی و چه به‌سا سرگرم عشق‌های روان‌پریشانه و سرشار از دشنام‌های انتقام‌جویانه می‌باشد!
درعین‌حال کم نیستند سروده‌های رسالت‌مندی که هم تعهد دارند و هم دغدغه و سودای مردمی گیر افتاده در پرتگاهی به نام افغانستان.

• شمالی؟
• پلنگی هماره زخمی و همیشه عصیان‌گر در بیشه‌ی خونین تاریخ!

• عیاری و”کاکه‌گی” شمالی‌ها در حوزه کابل و شمال کابل زبان‌زد و عام و خاص است، این روحیه از کجا منشا می‌گیرد؟
• عیاری و «کاکه‌گی» مردم شمالی دوتا عامل عمده دارد:
یک- شمالی با طبیعت سبز و آباد و میوه‌های شکربارش همیشه پذیرای مهمانان پایتخت و کل کشور است و مردم آن دایم مهمان دار. مردمی‌که در چنین جغرافیایی زندگی می‌کنند، چنان طبیعت شمالی سخاوت‌مند، چون صخره‌های استوارش راست قامت، چنان رودبارهایش بخشنده، به‌سان میوه‌هایش پذیرا و شیرین بیان و به دیس انبوه درختانش بانشاط و لبریز از طراوت اند.
دومی- اما بر می‌گردد به روزگاران خیلی دور و حتا گذشته‌ی نزدیک، زمانی‌که لالای عیاران خراسان آن سقازاده‌ی جوان‌مرد آهنگ کشور داری کرد. تحولات گرم و سرد پس از آن، با آن‌که خیلی زیان‌بار و خونین بود، آیین عیاری‌را نیز در این خطه تقویت بخشید و رفته رفته باگذشت زمان جزو هویت باشندگان این سرزمین محسوب گردید.

• شمالی را با بیت شعری اگر تعریف کنید.
• “که بخوانم شمالیّ خونین! شانه‌هایت تبر تبر مجروح
زخم‌هایت یخن یخن چاک است، باغ‌هایت ثمر ثمر مجروح”
*
ای حلاج جسور غوغایی!
دار می‌لرزد از شهامت تو
شیخ مستانه‌ی طریقت خون!
عاشقم؛ عاشق قیامت تو

• میان سمیع حامد و واصف باختری و حیدری وجودی و افسر رهبین و قهار عاصی کدام(شعر) را یک را بیشتر می‌پسندی و چرا؟
• شاعران بزرگ‌واری را که نام بردید، هریک دارای زبان، سبک و شناسنامه‌ی مستقلی در کانون شعر معاصر ما هستند. همه‌ی این سرایش‌گران مایه‌ی افتخار و آبروی ادبیات امروزی ما می‌باشند. علاقه‌ی بیش‌تر به یکی از این‌ها به هیچ روی بی‌مهری به دیگران تلقی نمی‌گردد!
برای من زنده‌یاد استاد واصف باختری آن ترانه‌سرای مبارز و حماسه‌پرداز، با آن زبان فاخر و پیچیده در تومار نمادهای گوهرین، و استعاره‌های نفیس و پر رمز و رازش از یک‌سو و از جانبی هم تعهد، آزاده‌گی، نجابت، ستیز و پایداری استوار ایشان در سراسر سروده‌های‌شان جایگاه بلند و جذابیتی بی‌پایان دارد!

• با موسیقی چطوری و با صدای کی‌ها رفیق هستید؟
• موسیقی مونس لحظه لحظه‌ی عمر من است. صدای گرم و گیرای استاد مهدی حسن اوج ذوق و علاقه‌ی من در هنر موسیقی است. استاد سرآهنگ، استاد رحیم‌بخش، احمدظاهر، احمدولی و وحیدقاسمی را برای پیش‌گیری از درازای سخن می‌توانم برای‌تان انگشت نشان بسازم. درکل، موسیقی پربار، رسالت‌مند و با اصالت‌را دوست دارم و هنرمندانی این‌چنینی‌را!

• یک شاعر می‌تواند حرفش را با دیگر زبان‌ها یا هنرها بگوید؟ ممکن است؟
• من فکر می‌کنم بهترین زبان‌را شاعران دارند. پس از وحی الهی، بهترین، پُربارترین و سحرانگیزترین زبان‌را شاعران دارند. شاعران البته که می‌توانند بادیگر زبان‌ها از جمله نثر هم پیام خودرا برای مخاطب برسانند، اما هیچ زبانی- جز شعر- نمی‌تواند خیالات شاعرانه‌ی آنان‌را نقاشی کند. هر هنرمندی وسیله‌یی برای بیان اندیشه و فکر خود دارد و در فن خود وارد و استاد می‌باشد. هر هنرمندی چون در هنر خود محارت بالا دارد، ترجیح می‌دهد با زبان خودش سخن بزند. شاعران نیز شامل این قاعده می‌شوند!

• شما در شعر دنبال بیان چه هستید؟ چی را می‌خواهید به مخاطب تان بگویید؟
• شعر راستین آن است که سراینده‌را به دنبال خودش بکشاند و به وسیله‌ی او(شاعر) پیامش را به مخاطب منتقل بسازد. گاهی اما چنین هم می‌شود که شاعر از شعر پیشی بگیرد و در شکل و محتوای اثر دخالت کند. هرازگاهی که من از روی آگاهی دخالتی در حریم خصوصی شعر داشته‌ام، به عنوان یک انسان دردمند خواسته‌ام زبان دردهای ملتم باشم. زبان بی‌کسی‌های مردم و سرزمینم! درکنار این، تجربه‌های زندگی فردی‌ خودرا- که در بسا موارد تجربه‌ی جمعی نیز تلقی می‌گردد-، در شعر بیان کرده ام.

• اگر یک مقایسه‌ای میان کار شاعران دهه ۸۰ و ۹۰ داشته باشید، کار شاعران کدام دهه را از دید ساختار و محتوا محکم‌تر می‌بینید؟
• با تحول تازه در سپیده‌دم دهه‌ی هشتاد، ساختار، درون‌مایه و مضمون شعر نیز متحول گردید. زبان فاخر ادبی برای زبان ساده‌ی کوچه و بازار جاخالی کرد، رمز و نماد هم برای ساده نویسی. ناامیدی و حسرت و اندوه جایش را به امیدواری و شادخواری بخشید و صوری تازه در محشرگاه شعر دمیده شد. چنین کارهایی با شعرهای کاوه جبران، ابراهیم امینی، مجیب مهرداد، وحید بکتاش، روح‌الامین امینی، سهراب سیرت و دیگران… وارد بازار شعر گردید و خیلی هم جا افتاد.
شاعران دهه‌ی نود از این نمونه‌ها بهره بردند. یعنی در زیر چتر چنین فضایی بزرگ شدند و نخستین تجربه‌های شان‌را مشق کردند.
شاعران متعلق به دهه‌ی نود با نفسی تازه‌تر با اتکا به شعر دهه‌ی پیشین وارد میدان شدند.
برسیم به دهه‌ی نود. در دهه‌ی نود در کنار شاعران تازه‌کار شاعران دهه‌ی هشتادی نیز بی‌وقفه سرودند و پربارتر از تجارب نخستین. در دهه‌ی نود هردو گروه‌ را باخود داریم؛ هم دهه‌ی هشتادی و هم دهه‌ی نودی را. از این‌روی شعرِ شاعران دهه‌ی نود- که حاصل مشترک هردو دسته می‌باشد- نیرومندتر و تکامل یافته‌تر است.

• دوتا از بهترین کارهای تان را لطف می‌کنید؟

ممنون که وقت گذاشتید


زمین خسته، زمان قهر و آسمان دل‌تنگ
پُر از صداست خیابان و عابران دل‌تنگ

پر از صدای قناری‌ست باغ و دهقانش
ز کشتِ مزرعه نومید و باغ‌بان دل‌تنگ

پُر از حضور، پر از شور و اشتیاق و تلاش
هوای مزدهم شهر و شهریان دل‌تنگ

کنارهم دو برادر، میان یک‌خانه
فضای خانه مُکَدر برادران دل‌تنگ

پُر از تلاوت قرآن، پُر از اذان، کوچه
میان مسجد و گل‌دسته قاریان دل‌تنگ

پر از ترانه، پر از سوز و انقلاب،
قلم:
میان پنجه‌ی پر شور شاعران دل تنگ

قفس شکسته، فضا باز و آسمان آبی
برای کفتر پر بسته آشیان دل‌تنگ

به پشت میز، دو هم‌کار و هم‌زبان مشغول
به حجم کوچک دفتر، دو هم‌زبان دل‌تنگ

*
سنگینی و صلابتِ یک کوه بامن است
آتش‌فشانی از تبِ اندوه بامن است

تنها مَبین که در شطِ غربت نشسته‌ام
جغرافیای جنگل انبوه بامن است

سنگرنشین پیرم و در انزوای محض

گُردِ سیاه جامه‌ی نستوه بامن است

با من دم از خزانه‌ی پنهان چه‌ می‌زنی؟
شهنامه‌ی ستوده و بشکوه بامن است!

با کشتی‌ّ شکسته و دریای موج‌خیز
تا پای ساحل آمده‌ام نوح بامن است

درکارزارِ خونی‌ّ اندیشه و تفنگ
تنها گلوی خسته‌ی مجروح بامن است

برپا مکن صلیب ستم از سر غرور
ای بی‌خبر! ملازمت روح بامن است.

یک دنیا سپاس از لطف و محبت تان!

برچسب ها: آریانژادادبیاتبکرامپروانشعرشعر جوان افغانستانشمالیمولانا
نوشته قبلی

ادامه ناامنی‌ها؛ دو مرد در فاریاب کشته شدند

نوشته‌ی بعدی

شاهزاده رحیم الحسینی پنجاهمین امام اسماعیلیان اعلان شد

مرتبط نوشته ها

«شعر برای من، آکسیجنی تازه در فضای خفقان آور است»
گزارش

«شعر برای من، آکسیجنی تازه در فضای خفقان آور است»

شعر ورزش روح است و عشق، رقص در میانه‌ی آتش
شعر

شعر ورزش روح است و عشق، رقص در میانه‌ی آتش

نوشته‌ی بعدی
شاهزاده رحیم الحسینی پنجاهمین امام اسماعیلیان اعلان شد

شاهزاده رحیم الحسینی پنجاهمین امام اسماعیلیان اعلان شد

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین دیدگاه‌ها

    جستجو کنید

    بدون نتیجه
    مشاهده تمام نتایج

    دسته بندی ها

    • اجتماعی
    • اقتصادی
    • تاریخ
    • تحلیل
    • جامعه و اقتصاد
    • جامعه و اقتصاد
    • حقوق بشر
    • حقوق بشر
    • خبر
    • خبر
    • خبر خارجی
    • خبر داخلی
    • خبر ورزشی
    • داستان
    • دیدگاه
    • سیاست
    • سینما
    • شعر
    • فرهنگ
    • فرهنگ و هنر
    • فلسفه و روشنگری
    • کتاب
    • گزارش
    • گفتگو
    • معرفی کتاب
    • مقاله
    • موسیقی
    • ویدئو خبری
    • ویدیو
    • ویژه زنان
    “اعترافاتِ” ژانژاک روسو و نقش آن در تاریخ زندگی بشر

    “اعترافاتِ” ژانژاک روسو و نقش آن در تاریخ زندگی بشر

    0

    🖊 فردین فرهمند "وظیفه‌ی من گفتنِ حقیقت است و نه قبولاندن آن"این جمله متعلق به ژانژاک روسو، نویسنده‌ی بزرگ فرانسوی...

    ادامه ناامنی‌ها و قتل‌های مرموز؛ یک‌باشنده‌ی پنجشیر در کابل کشته شد

    ادامه ناامنی‌ها و قتل‌های مرموز؛ یک‌باشنده‌ی پنجشیر در کابل کشته شد

    0

    منابع محلی در کابل می‌گویند که یک باشنده استان پنجشیر توسط افراد مسلح که پوشش طالبانی داشتند، در ناحیه ۱۷...

    افسانه‌ی کله‌منارها و مظلوم‌نمایی جعل‌سازها

    افسانه‌ی کله‌منارها و مظلوم‌نمایی جعل‌سازها

    0

    نویسنده: رحمت‌الله آرین‌پور بحث «کله‌منار» در عصر زمامداری امیر عبدالرحمان‌خان، از موضوعات جنجالی در فهم تاریخ واقعی این کشور به‌شمار...

    ادامه ناامنی‌ها؛ افراد مسلح یک مرد را در هلمند سر بریدند

    ادامه ناامنی‌ها؛ افراد مسلح یک مرد را در هلمند سر بریدند

    0

    افراد ناشناس یک مرد را در هلمند سر بریدند منابع در استان هلمند گفته اند که روز گذشته(یک‌شنبه ۱۹ دلو/بهمن)،...

    طراحی سایت : فناوران وب تکیران

    Telegram Instagram Youtube Link Linkedin
    • صفحه اصلی
    • خبر
      • خبر خارجی
      • خبر داخلی
      • خبر ورزشی
    • گزارش
    • دیدگاه
    • تحلیل و یاد داشت
    • فرهنگ و هنر
      • فرهنگ
      • داستان
      • سینما
      • شعر
      • موسیقی
    • کتاب
      • کتاب‌خانه
      • معرفی کتاب
    • گفتگو
    • مقاله
      • تاریخ
      • جامعه و اقتصاد
      • سیاست
      • فرهنگ
      • فلسفه و روشنگری
    • ویدیو و پادکست
    • درباره ما
    • حقوق بشر
      • ویژه زنان
    • تماس با ما
    فهرست
    • صفحه اصلی
    • خبر
      • خبر خارجی
      • خبر داخلی
      • خبر ورزشی
    • گزارش
    • دیدگاه
    • تحلیل و یاد داشت
    • فرهنگ و هنر
      • فرهنگ
      • داستان
      • سینما
      • شعر
      • موسیقی
    • کتاب
      • کتاب‌خانه
      • معرفی کتاب
    • گفتگو
    • مقاله
      • تاریخ
      • جامعه و اقتصاد
      • سیاست
      • فرهنگ
      • فلسفه و روشنگری
    • ویدیو و پادکست
    • درباره ما
    • حقوق بشر
      • ویژه زنان
    • تماس با ما

    تمام حقوق سایت برای روزنامه گفتگو محفوظ است

    Whatsapp X-twitter Facebook

    افزودن لیست‌پخش جدید

    بدون نتیجه
    مشاهده تمام نتایج

    © 2024 JNews - Premium WordPress news & magazine theme by Jegtheme.