🖊 نبی ساقی
افغانستان بیست و پنج سال جنگ و منازعه و اختلاف و دشمنی را تجربه کرده بود.
طالبان در نود در صد مناطق افغانستان کنترول داشتند. رهبر مقاومت فرمانده مسعود ترور شده بود، احتمال اینکه مقاومت ادامه یابد بسیار ضعیف بود. در چنین شرایطی به مرکز تجارت جهانی حمله شد و سپس طالبان سقوط کرد و کنفرانس بن به میان آمد.
جامعه جهانی به هیچ وجه، حاضر نبود کسی از مجاهدین یا به عبارتی از غیر پشتونها، در راس حکومت جدید قرار بگیرد. کشورهای همسایه به شمول ایران و پاکستان و روسیه نیز در این موافق بودند. بنابراین نمایندگان جبهه شمال، به شمول استاد ربانی چارهای جز پذیرش این نکته نداشتند.
جبهه شمال و استاد ربانی میتوانستند تصمیمی بگیرند که کمک خارجی و حضور جامعه جهانی را رد کنند و افغانستان را به جنگ داخلی و قومی بکشانند، اما آنها از جنگ و منازعه خسته بودند و با نیت نیک برای سلامت کل افغانستان تصمیم گرفتند از منافع حزبی و تیمی خود بگذرند و شخص مورد نظر غرب را در راس حکومت بپذیرند.
اینکه گفته میشود استاد ربانی با کنفرانس بن از اساس مخالف بوده، دقیق به نظر نمیرسد. استاد ربانی فقط میخواسته محل کنفرانس در کابل باشد نه اینکه به تمام تصامیم آن مخالف باشد.
استاد ربانی در سخنرانی روز تحویل رسمی قدرت، از جامعه جهانی از کنفرانس بن و از ملل متحد تشکر میکند. خواهان کمک مالی میشود، از حامد کرزی به عنوان شخص مجاهد و فرزند صدیق مملکت یاد میکند و وعده هر نوع همکاری میدهد. همچنان از حکومت قوی مرکزی پشتیبانی میکند و از مردم میخواهد که تبعیض و تعصب را کنار بگذارند و هیچ کس نباید مردم افغانستان را تحت نام تاجیک و پشتون و هزاره وغیره پارچه پارچه بسازد.
کنفرانس بن تصویب کرد که اداره موقت به میان بیاید. قانون اساسی ساخته شود. لویه جرگه حکومت انتقالی به میان بیاورد و سپس انتخابات شود و رییس دولت از طریق انتخابات آزاد و مستقیم به میان بیاید.
این موارد همه تطبیق شد. قانون اساسی ساخته شد. تفکیک قوا در کاغذ به میان آمد. پارلمان و شوراهای ولایتی ساخته شد. شوراهای انکشافی روستاها ساخته شد.
میلیونها دختر و پسر به مکتب و دانشگاه رفت. زنان وارد کار و اجتماع شدند. رسانهها افتخار آفریدند. آزادی بیان در منطقه قابل توجه بود. موسیقی و ستاره افغان و برنامههای از این قبیل به میان آمد. راهها و شاهراهها در برخی مناطق ساخته شد. نظام صحی و نظام عدلی و قضایی ساخته شد. اردو و پولیس و امنیت ملی، پا گرفت، نمایندگیهای افغانستان در جهان به وجود آمد و خلاصه افغانستان در مسیر درست قرار گرفت.
تمام ما و شما که حالا حرف میزنیم و خودمان را آگاه و دانشمند و با سواد حساب میکنیم محصول کنفرانس بن هستیم. دست آوردهای بیست سال جمهوریت در تمام تاریخ افغانستان نظیر نداشته است. البته میشد بهتر کار کرد، اما کارهای انجام شده نیز غنیمت بزرگی برای افغانستان بود.
بعد از کنفرانس بن، رهبران اقوام غیر پشتون بسیار بد بازی کردند. بجای توجه به روایت و آرمان و مسائل مهم، هرکس به فکر جیب خود و شهرک و شرکت و رشوت افتاد و بهترین رفیقها و همسنگرها به جان هم افتادند و به خاطر یک چوکی و یک مقام، روایت و آرمان را کنار گذاشتند و در راه غلط رفتند.
حامد کرزی و اشرف غنی نیز به عنوان رئیس جمهور یک دولت و از جایگاه بیطرف و دولتی عمل نکردند و دولت را به دولت قومی تبدیل کردند و بیست سال تمام پروژه دولتسازی را به پروژه قومی فرو کاستند و دست آوردها را به خاک یکسان کردند و جامعه جهانی و آمریکا را ناامید و خسته ساختند.
شاید شما موافق نباشید اما من به آقای قانونی و داکتر عبدالله و مارشال فهیم و سایر رهبران در قضیه کنفرانس بن از صد، نمره صد میدهم، اما وقتی اینها به قدرت رسیدند، در داخل بسیار بد و ناشی بازی کردند و نتوانستند آرمان و روایت و هدف استراتیژیک خود را حفظ کنند و بفهمند. هم کنفرانس بن و هم دوره جمهوریت با تمام خلاها، یک نقطه درخشان در تاریخ معاصر افغانستان است. امروز عصبانیت ما و نقد ما و انتقاد ما به خاطر بودن جمهوریت نیست، به خاطر از دست رفتن جمهوریت است. مردم انتقاد ندارند که چرا جمهوریت را آوردند، انتقاد و قهر مردم از این است که چرا جمهوریت را از دست دادیم.











